خدا را شکر بخاطر مسیح خداوند

اول از خودم!
۱ ساله پیش نوشتم برای خداوندمان عیسی مسیح.
نبودم. دلیلش هم خودم و دوریم از خدا بودیم.
توبیخ کردم خودم رو پس شما نیاز نیست توبیخم کنید![]()
و تو کسی که اولین باره به این وب میای . اینجا محلیه برای حرفهای منه عاشق که ارزشه عشم رو "مسیح"ندونستم.
بدون در حقش یک سال بد کردم.
اما عیسی خداوند : کسی که بی هیچ چون چرایی دوباره منو در آغوش گرفت و بوسید و به من خوش آمد گفت!
دوستت دارم عیسی خداوند

سپاس عیسی را بخاطر وجودش

شاید من که مدتی نبودم و دور شده بودم هم از خدا و هم نگاشتن برای خدا بهتر بتوانم بگویم.
دوری از خدا لذت بخش است! البته در مرحله نخست . چون فکر می کنی از هر قیدی آزاد شده ای . چون فکر می کنی هر کاری را می توانی انجام دهی. چون فکر می کنی حالا دیگر بنده کسی نیستی. چون فکر می کنی من که حیوان نیستم تا بخوام وابسطه به خدا باشم!

اما در مرحله عمل واقعا حیوان می شوی! چون هر کاری را انجام دادن و به هر لذتی رسیدن از آن حیوان و نه انسان.
خلاصه طعم بی خدایی دلت را می زند و می فهمی که بد کردی. اما ای کاش برای فهمیدن دیر نشود!
حال می خواهی به سوی خدا برگردی . مهم اینست که چطور برگردی نادم و پشیمان یا اینکه معتقد به گناهان کرده!
تو زمانی می توانی در پیشگاه خداوندمان عیسی مسیح رو سفید باشی که تنها به عشق او برگردی و نه به هزاران بهانه دیگر.
ممنون از حس حضورتان . در این مدتی که من نبودم دوستان زیادی برایم نظر گذاشتن که بخشی به صورت خصوصی و بخش دیگر غیر خصوصی بود.
که بالغ بر ۱۷۶ نظر می شد.

این نشان دهنده آن است که شما چقدر به این برادر پر از گناهتان لطف دارید.
من به دلیل برخی مشکلات که خودم برای خودم درست کرده بودم درگیر بودم.
اما این قول را می دهم که بز.دی دوباره دامنه را شارژمی کنم. و هر روز برایتان می نگارم.
تا چند روز دیگر به قول هایم وفا می کنم . و دوباره نگاشتن را برای خداوند مان عیسی مسیح آغاز می کنم.
همیشه در فیض خداوندمان عیسی مسیح ساکن باشید
خدا را شکر بخاطر مسیح خداوند

"71:22"
((شما می گویید که من هستم))
اینجا مرز انکار و ابطال و تثبیت نیست.
اینجا خانه خداست، و ما معبد خداوندیم و به واسطه ایمانمان کلیساها بنا می کنیم.
این مرکز ایمان ماست . اینجا است که تابوت عهد به لرزه در می آید و در دستان بشر به ثقل ترین حالت ،سنگین می شود.اوست که بار سنگین گناهان ما را به دوش تحمل نمود در بازار عاشقی عاشق ترین بود.
بگذارید عاشقانه به وجد بیاییم، بگذارید عاشقانه او را بپرستیم و ستایش ما سر مار را بفشارد !
و او بود که اوج عاشقی و مهر را با حضورش در بین بشر به ما شناساند و ما را در آغوش ستاند.
او تمام زجر و حیله ها را پذیرفت تنها بخاطر ما! کجا خواهی جویی عاشقی را که خود را مصلوب تمام گناهان نکرده کند . کجا مجنون لیلی بد داشت! لیلی هم بسان مجنون ، مجنون بود. اما ما در کمال ظلم و پلیدی و در حال تعدی از دستورات او بودیم که، او برای ما و گناهان ما فدیه شد!

ما خود می گوییم که فدیه بزرگ خداوندی
ما خود می گوییم تو مجنونه ، لیلی زشت کردار بودی
ما خود می گوییم که به ما آموختی که زشت کردار ترین را نیز محبت کنیم
ما خود می گوییم تو لباس انسان به تن کردی و تا ما را در آغوش بگیری همچون ما
ما خود می گوییم تو خداوند مایی
همیشه در فیض خداوندمان عیسی مسیح ساکن باشید.

نبودم نه برای دور یاز شما و خداوندمان مسیح بلکه به دلیل مشکل بزرگی که برایم پیش آمد مجال تاختن بر صفحات وب را نیافتم.
اما الان هم فقط این چند خط رو می نویسم که خواهم آمد ......
در نام قدوس خداونمدمان مسیح زندگی کنید

همیشه در فیض خداوندمان عیسی مسیح ساکن باشید
خدا را شکر بخاطر اراده پاکش در ما

در مرحله نخست ؛ این سخن کمی به سختی در مدار ذهن می گنجد، که چرا هیچ کس بر تر نیست و هیچ چیزی برتر از چیز دیگری نیست .حتی هیچ دین و شریعتی برتر از دیگری نیست.
این موضوع کاملا واضح و بدون شک است. چون برتر به شخص یا چیزی بار می شود که دارای هیچ نقصی حتی به کمترین نقص هم دچار نباشد.اما چنین چیز و شخصی در خارج از ذهن وجود ندارد. برای همین می گوییم"هیچ کس برتر نیست"
برتری تنها از آن خداست و نه هیچ شخص و یا چیزی..چون تکامل تمام نیکویی هاست بدون آنکه تکامل یافته باشد و قادر تمام افعال است .
اینکه گاهی ما چیزی و یا شخصی را برتر می نامیم صرفا بخاطر دلبستگی هایی است که بدان داریم و نه چیز دیگری.وقتی ما چیزی و یا شخصی را برتر می نامیم در اکثر اوقات تنها یک صفت خوبش را مد نظر می گیریم و تمام نقائصش را نادیده بر فرض می انگاریم تا بتوانیم صفت برتریت را به آن دهیم و اینجاست که ما نا خواسته نقائصش را به دیگران نشان می دهیم.

در بحث الهی هم همینطور است. هیچ پیامبری از دیگری برتر نبود بلکه هر یک دارای صفات خوب و بد بوده اند و هیچ کتاب آسمانی کامل نیست !چون بدست بشر نگاشته شده و به یقین صفات نوشتاری آن با اینکه آن سخنان به خدا نسبت داده می شود اما دارای نقائصی است که گرد آورنده آن را به ما می شناساند. نقائص موجود در کتاب های مقدس به گرد آورندگان آن کتاب بر می گردد و نیکوی هایش به خدا.
چرا؟؟!
درابتدای سخن، نوشته هایی که به خود، نسبت کلام خدا بودن را وصله زده اند، بنابر قوانینی شناخته می شوند و تفکیک می شوند از کلامهایی که اصلا ربطی به خدا ندارند.حال بعد از تفکیک کلام خد ا، اثر بخشی اش را بر زندگی ها می بینیم. اما چطور می شود هم نقص داشته باشد و هم کلام خدا باشد؟
خیلی ساده است. هر انسانی و یا موجودی نقص خاصه خودش را در اندیشه دارد. و خدا گاهی به دلیل معیارهایی که در یک شخص می بیند به او وظیفه ای محول می کند. مثلا یکی را وظیفه می دهد تا با دارایی که دارد شکم فقیران را سیری بخشد و دیگری با کلام و قدرت بیانش گره از کار خلق باز کند و یکی را قدرت می دهد تا سخنی را که خودش(خدا) به پیامبرش فرموده بنگارد . خب ؛ آیا کسی که فقرا را اطعام می کند همه آنها را از گرسنگی جدا می کند! و یا آنکه با بیانش گره وا می کند از کار خلق خدا ، آیا دیگر کسی نیست که بر روی هستی زندگی کند و صاحب مشکل نباشد!
به یقین جوابش خیر هست. پس کسی که وظیفه یافته تا سخن خدا را بنگارد حتما با نقائصی این کار را به اتمام می رساند. که آن نقائص نشان دهنده نقص نویسنده است.
چون اگر خدا اراده کند و آن شخص که اطعام می دهد و آنکه سخن می گوید و آنکه می نگارد و....بدون نقص کارشان را به اتمام رسانند . در اینجا آنها نبودند که کار را تمام کرده اند بلکه خدا بود! و این کار از سوی خدا نوعی جبر است و جباریت در وجود خدا راه ندارد.
همیشه در فیض خداوندمان عیسی مسیح ساکن باشید
خدا را شکر بخاطر کتاب مقدس و هدایت بواسطه آن

شاید بگوییدتحریف!؟
دوست من در کتاب تورات و اکثر پیامبران گذشته و بویژه در انجیل ، خداوند فرموده که:"از امروز تا انقضای عالم خودم از کتابت(که به هر پیامبری جداگانه فرمود) محافظت می کنم چون سخن من است و حتی اجازه نمی دهم واوی از آن جابه جا شود." که این بزرگترین دلیل برای من است.
اما برای شما:
در کتب تمام پیامبران که قبل از مجسم شدن عیسی خداوند زیست می کردند که تعداد کمی هم نبوده اند حضور عیسی با نام "یهوه" اشاره شده و به جسم پوشیدنش و فدیه شدن برای گناهان بشر و به خداوندیش. و جای جالب اینجاست که سخن همه پیامبران در مورد عیسی و تمام پیشگویی هایی که در مورد وی نموده اند هیچ تفاوتی با هم ندارد.با اینکه هر کدام از آنها با چند صد سال جلو عقب بودن از هم زیست می کردند.
دوست من اگر کتابی را به دست من و شما دهند هر کدام طوری بدان دست می بریم .اما چطور در طی هزارهها جملاتی که در مورد عیسی نوشته شده بدون یک تقییر است. بدون یک نقص و نقیض.
و دیگر آنکه:
کتب مقدس قوم یهود که به نام عهد عتیق شهره است .الان در موزه های معتبر جهان به نمایش عموم در می آید و حتی برخی از نسخ خطی آن به سده های قبل از میلاد مسیح بر می خورد! اما با نسخی که در حال حاضر دردست ماست یکی است و هیچ تفاوتی ندارد.و همینطور انجیل هایی در موزهها چشمان بینندگان را نوازش می دهد که برای سده ها ی نخستین بعد مسیح است که آنها هم واوشان هم جدای از نسخ فعلی نیست.
مسئله مهم آنکه چه در انجیل و چه در کتب باقی پیامبران وقایعی که از نظر تاریخی و زمانی ذکر شده . بنابر کشفیات باستان شناسان و تاریخ شناسان کاملا مطابق با وقایعی است که در آن سالها اتفاق افتاده . حتی بدون یک اشتباه.
آیا فکر نمی کنی کمی عجیب است . آیا نباید حداقل یک واقعه تاریخی و یا پادشاهی یک پادشاه و یا هر چیزی را در زمان دست کاری و تحریف اشتباه وارد می کردند . چرا باید کتاب تحریف شده! حتی در مورد مسیح در جایهای مختلف در زمانهای زیستش کاملا با کشفیات باستان شناسی یکی باشد و هیچ اشتباهی در آن نباشد.
اگر واقعا با این شواهد باز به تحریف شده بودن این کتب کمر ببندیم ، جای تامل دارد. که در عصر قبل و بعد از میلاد چه دانشمندانی زیست می کردند که با گستردگی اطلاعات در قرن حاضر باز هم ما از نظر تحریف از آنها عقب تریم!!!!!!!!!چون آنان با محدودیت کامل اطلاعاتی کتب خطی اشان حتی به واوی از هم مجزا نیست و تفاوت ندارد.
همیشه در فیض خداوندمان عیسی مسیح ساکن باشید
خدا را شکر بخاطر وجود مسیح خداوند

این روزها غربت تورم روزگارمان است و تورم بایدهای حضورمان.
پس باید ها، را باید برداشت و تورم را در هم شکست و تورم را به لحظه حضور متبدل کرد و غربت خداوند را در حس حضورش به وجد آورد؛ تا حضور به هست رقم خورد .
چرا هست؟!
هست ؛ به شفافیت شیشه های مات روزهای برفی است ، که در پشت آن سپیدی حضور خداوند به چشم می خورد.
اشک حواله چشمانم می شود و برای این حواله بهایی می دهم به سنگینی دلهای عاشق و منتظر.
گفتی : "بیدار باشید ، زیرا نمی دانید صاحبخانه کی خواهد آمد" و من به انتظار نشسته ام ، بیدارم ؛ ترس برم داشته! ، می ترسم شب هنگام را تا به صبح با چشمان باز پیوند زنم و صبح را به خواب مشوش شوم و تو در همان خواب بیایی و همه عاشقانت را ببری و من بیدار شوم و حسرت را حواله چشمان خسته خویش کنم؛ که چرا غفلت به خوابم برد.

این روزها مال توست ، چون تو پا گذاشته ای بر زمین و زمین را به حضورت متبدل کردی و چه نیکو از تو یاد می کنند مردم !
برخی تو را سوشیانس می پندارند و بر پندارشان عاشقانه گریستن را حواله حضورت می کنند و برخی به انتظار ماشیح سکوت حواله حضورت کرده اند.
صداقت چشمانشان مشکوک به حضورت هست. نمی دانم چگونه شک شان به حضورت لبیک می گوید ، اما من می دانم:
تو برای تمام لحظاتمی . تو خداوند منی . تو مسیح خداوندی . حضورت از هست بوده تا هست هم هست!
منتظرت می مانم ، سوشیانس ، ماشیح و مسیح
می دانم که مرا عاشقانه برای خویش کرده ای ؛ پس وقتی آمدی عاشقت را از خواب بیدار کن که در غافله حضور تو مدفون شود و نه بیدار نبودنت.
همیشه در فیض خداوندمان عیسی مسیح ساکن باشید